بین الملل

غرب آسیا و آفریقای شمالی
پرونده «جنگ رمضان»/۱۵۶؛
بازتاب جهانی پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانهها
پس از آغاز تهاجم نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، نه تنها اهداف اعلامشده این عملیات محقق نشد، بلکه به اعتراف مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، متجاوزان با شکست راهبردی مواجه شدند.
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: از زمان شروع تهاجم نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، اهداف اعلامی این عملیات به دست نیامد و به اذعان مقامات غربی و رسانههای آمریکایی، این اقدام به بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای متجاوزان انجامید. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، به سرعت پیامدهای انسانی، امنیتی و اقتصادی وسیعی پیدا کرد و واکنشهای گوناگونی را در رسانههای بینالمللی برانگیخت.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، در تلاش بودهاند تا روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آینده آن ارائه دهد.
رسانههای انگلیسی
رادیو ملی آمریکا (انپیآر) در برنامه «هفته در سیاست» به تحلیل رویدادهای سیاسی اخیر پرداخت. ران الویینگ، تحلیلگر ارشد این شبکه، با اشاره به ممنوعیت سه رسانه — سیانان، اماس ناو و پولیتیکو — توسط ترامپ، توضیح داد که رئیسجمهور طبق نظر کارشناسان حقوقی نمیتواند چنین اقدامی انجام دهد و این عمل نقض متمم اول قانون اساسی آمریکا محسوب میشود. جکی هاینریش، رئیس انجمن خبرنگاران کاخ سفید، تأکید کرد که حمایت قانونی «به این بستگی ندارد که رئیسجمهور از پوشش خبری یک سازمان خبری خوشش بیاید یا نه.»
این گزارش میافزاید که کنگره آمریکا، از جمله با رأی هفت جمهوریخواه، به قطعنامهای برای پایان دادن به اختیارات جنگی ترامپ رأی داد که نشاندهنده تلاش کنگره برای ایفای وظایف قانونی خود در زمینه اعلان جنگ است. الویینگ همچنین به شکست طرح ترامپ برای محدود کردن رأیگیری پستی در دیوان عالی و افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو اشاره کرد و گفت: «ترامپ هر دو را به عنوان توبیخ شخصی تلقی کرد.» وی افزود که بسیاری از نامزدهای جمهوریخواه در آستانه انتخابات از ترامپ فاصله میگیرند. در پایان، به تعطیلی مرکز کندی و اصرار ترامپ بر درج نامش بر آن اشاره شد که به گفته تحلیلگر، نشاندهنده «میزان پیشروی ترامپ در نادیده گرفتن دادگاهها و واقعیت» است.
پایگاه خبری اکسیوس در گزارشی نوشت که جنگ ایران، قیمت سوخت را در سراسر جهان افزایش داده و به اعتراضات گسترده و فشار بر اقتصاد کشورهایی که هیچ نقشی در این منازعه ندارند، دامن زده است. بر اساس دادههای بانک جهانی، آمریکا شاهد افزایش ۴۹ درصدی قیمت بنزین بوده و قیمت آزاد بنزین در ایران نیز دو برابر شده است. کشورهای وابسته به واردات سوخت مانند پاکستان و میانمار با جهش شدید قیمتها مواجه شدهاند و هزینههای سوخت در کنیا نیز به مشکلات موجود در زمینه تورم، بدهی عمومی و بیکاری جوانان دامن زده است.
اکسیوس میافزاید که حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاههای روسیه نیز به افزایش قیمت سوخت، بهویژه گازوئیل، کمک کرده است. بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، دهها کشور برای مهار قیمتها اقداماتی مانند سقفگذاری، یارانه و کاهش مالیات انجام داده و تلاش کردهاند تقاضا را از طریق گسترش دورکاری و محدود کردن سفرهای دولتی کاهش دهند. صندوق بینالمللی پول نسبت به فشار مالی ناشی از این یارانهها هشدار داده و تأکید کرده که بسیاری از این اقدامات «موقت» فاقد تاریخ انقضا یا برآورد هزینه هستند.
جوزف وبستر از شورای آتلانتیک نیز تصریح میکند: «بسیاری از کشورها در کاهش تقاضا شکست خوردهاند و به جای آن، به طور مصنوعی قیمتها را مهار میکنند. این رویکرد نادرست است؛ کاهش تدریجی و مدیریتشده تقاضا به مراتب کمهزینهتر از جیرهبندی ناگهانی و هرجومرجآمیز است.»
رسانههای عربی
الجزیره در مقالهای به تناقض میان شعار «اول آمریکا» دونالد ترامپ و درگیری فزاینده دولت او با بحرانهای خاورمیانه میپردازد. جنگ با ایران، امنیت اسرائیل، تنگه هرمز، یمن و دریای سرخ، لبنان، سوریه، عراق و فلسطین به شبکهای از بحرانهای بههمپیوسته تبدیل شدهاند که پیامدهای مستقیمی بر اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا، از جمله قیمت سوخت، تورم، نرخ بهره و هزینههای نظامی دارد.
مقاله تأکید میکند که واشنگتن با اهداف متعددی روبهروست و تحقق هر هدف، هزینه و پیچیدگی بیشتری ایجاد میکند. اختلاف دیدگاه میان مقاماتی مانند جیدی ونس و مارکو روبیو درباره ایران و اسرائیل نیز مطرح شده، اما نویسنده تمرکز فزاینده تصمیمگیری در شخص ترامپ را مسئله مهمتری میداند. در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر ۲۰۲۶، فشار سیاسی داخلی نیز افزایش یافته است.
مقاله نتیجه میگیرد که ترامپ باید همزمان بحرانهای خاورمیانه را مدیریت کند و قدرت سیاسی خود را در واشنگتن حفظ کند؛ در حالی که توان آمریکا برای مداخله لزوماً به معنای توانایی کنترل پیامدهای آن نیست.
المیادین در مقالهای نوشت: بازگشت به تفاهم میان واشنگتن و تهران، دستکم تا انتخابات اسرائیل و آمریکا در اکتبر و نوامبر، بسیار دشوار است. ایران همچنان بر مواضع خود پافشاری میکند و رهبری، دولت، مردم، ارتش و سپاه بر حفظ حقوق و منافع ملی و مقابله با آمریکا و اسرائیل تأکید دارند.
این مقاله میافزاید: از سوی دیگر، دولت ترامپ نیز به دلیل «شکست و بنبست راهبردی» آمریکا در جنگ منطقه، توان پذیرش هزینه سیاسی بازگشت به تفاهم را ندارد؛ زیرا چنین اقدامی میتواند بهعنوان پذیرش شکست تلقی شود. اسرائیل و بهویژه نتانیاهو نیز همچنان بر تشدید تنش تأکید دارند و در مسیر تفاهم تهران و واشنگتن مانع ایجاد میکنند.
نویسنده در پایان هشدار میدهد ادامه جنگ جز ویرانی نتیجهای نخواهد داشت و انتخابات پیشرو میتواند معادلات را تغییر دهد که در این شرایط، سه سناریو مطرح است: عدم تفاهم بدون تشدید تنش، بازگشت به تشدید گسترده، یا ادامه درگیریهای محدود و کنترلشده.
رأی الیوم در مقالهای سناریوی احتمالی گشودهشدن دو جبهه زمینی علیه عربستان از جنوب و شمال را بررسی کرد؛ جبهه جنوبی از سوی انصارالله یمن و جبهه شمالی از سوی گروههای مسلح عراقی. نویسنده تأکید میکند که تاکنون هیچ مدرک علنی درباره آغاز خبرگزاری دانشگاه عملیات زمینی مشترک وجود ندارد، اما سابقه هماهنگی میان انصارالله و برخی گروههای عراقی و همچنین حملاتی که ادعا شده از خاک عراق علیه تأسیسات سعودی انجام شده، این احتمال را قابل بررسی کرده است.
از دید نویسنده، سناریوی محتمل، اعزام نیروهای منظم عراقی نیست، بلکه عملیات